دستور زبان فارسی (۱)

دستور زبان یک شیوه - قانون - تقویت خواندن و نوشتن است که برای ۱. تقویت شیوه سخن گفتن و نوشتن ۲. کمک به اصالت زبان ۳. کمک به نقد ادبی و تصحیح متون می‌باشد.

حوزه‌های دستور زبان

دستور زبان در مورد:

حرف می‌زنه.

تعریف دستور زبان

عبارت است از مجموعه قواعد آوایی، نحوی، معنایی و کاربردی که نوشتن و سخن گفتن را تقویت می‌کند. (کاربرد مهمه) (در پاسخ جواب درستی میاد اما بی ربطه). باید آواها سازگار باشن که واژه بسازن.

نوع کلمه (هفت نوع کلمه)

دسته‌بندی انواع
نوع کلمه ۱. اسم ۲. فعل ۳. حرف ۴. صفت ۵. قید ۶. ضمیر ۷. شبه جمله.

نقش و کارکرد (اجزای جمله)

دسته‌بندی انواع
نقش و کارکرد ۱. فاعل ۲. مفعول ۳. مسند ۴. متمم ۵. مضاف الیه ۶. نهاد ۷. منادا ۸. بدل (معطوف - تاکید) ۹. قید ۱۰. صفت.

بررسی تفصیلی اجزای اصلی

۱. فعل (هسته اصلی)

در واقع انجام یک عمل یا اطلاعاتی راجب حالت میده.

مثال: {فرهاد رفت، معلم آمد - خندید}

ویژگی‌های فعل:
  1. اصلی‌ترین بخش جمله.
  2. معمولاً در پایان جمله میاد.
  3. دارای زمان است.
  4. دارای شخص است.

۲. اسم

برای نامیدن چیزی یا کسی است.

مثال: مرد - درخت - حسن

راه‌های تشخیص:
  1. اسم‌ها جمع بسته میشن.
  2. «این» و «آن» در اول هر اسم میتونه بیاد.

۳. نهاد

جمله ما درباره اون خبر میده.

مرد هر روز راه میره ⇦ مرد: نهاد. (اسم میتونه نهاد هم باشه). اگر نهاد کاری انجام بده فاعل میشه و اگر کاری انجام نده مسند هست.

۴. فاعل

کسی که کاری را انجام می‌دهد.

مثلاً: علی آمد. ⇦ علی: فاعل.

۵. مفعول

کلماتی که بدشون 《را》بیاد مفعول هستن اگه 《را》نداشت خودمون اضافه میکنیم. برای یافتن مفعول از جمله سوال می‌کنیم: "چه چیز/کسی را".

مثال: من .... را دیدم. من مرد را دیدم ⇦ مرد: مفعول. / حسن سیب را خورد. ⇦ سیب را: مفعول.

۶. متمم

برای یافتن اینکه متمم کدومه باید نشونه هاشو بلد باشیم.

نشانه های متمم: به ، جز ، برای ، با، بی،بر،بدون، در، از،الا و چون.

مثال: علی به مرد سلام کرد ⇦ مرد: متمم.

۷. مسند

برای یافتنش باید فعل‌های اسنادی را بشناسیم که این فعل‌ها: است، بود، گشت، گردید، شدیم و... هستن. ما از جمله سوال می‌کنیم: "چی شد؟ چی گشت؟ چی گردید؟" و پاسخ مسند میباشد.

مثال: محسن کم کم مرد شد ⇦ مرد: مسند. / زهرا از برادرش عصبی است. ⇦ عصبی: مسند.

۸. منادا

همراه با حرف ندا (معمولاً حذف می‌شود).

ای مرد کجا میری ⇦ مرد: منادا.

۹. صفت

درباره اسم قبل از خودش توضیح میده.

مثال: چراغِ فروزان خانه ما را روشن کرد ⇦ فروزان : صفت.

راه تشخیص صفت: اگر نتونستیم صفت رو پیدا کنیم یک 《تر》یا 《ترین》بهش اضافه میکنیم در صورتی که معنا داد صفت هست. (قید و صفت هم در نوع کلمه و هم در نقش و کارکرد وجود دارن).

۱۰. قید

درباره فعل توضیح میده و ما میتونیم اونا رو حذف کنیم به شرطی که جمله ناقص نشه.

مثال: چراغی که در خانه ما بود فروزان سوخت که همه جا را روشن کرد. ⇦ فروزان : قید. (با حذف فروزان جمله ناقص نمیشه).

راه‌های تشخیص قید:
  1. حذف کلمه: اگر معنا و ساختار اصلی جمله تغییر نکرد، قید است. مثال: دیروز به حسن زنگ زدم (با حذف دیروز جمله ناقص نمیشه پس قید هست.)
  2. نشانه کسره: قبل و بعد از قید کسره نمی‌آید. مثال: دیروز بارون تندی اومد ⇦ دیروز: قید.
  3. قیدهای تنوین‌دار: هرجا کلمه‌ای بود که تنوین داشت اون قید هست مثل: حتماً - یقیناً - مخصوصاً.
  4. پیشوند (با - به): مثل: به زودی - به سرعت - با سختی - با زور.
  5. کلمات تکرار: آرام آرام - تند تند - آهسته آهسته (در تکرار قید هستند و به تنهایی صفت می‌شوند).
  6. قید بی‌نشانه: همیشه قید هستن مثل: فقط - همیشه - هیچگاه - دوباره - گاهی - اکنون - فوری - باز - گویی.

انواع قید (جدول زیبا)

نوع قید مثال
قید زماندیروز - امروز - فردا (ممکنه تو بعضی جملات قید نباشه)
قید مکانبالا - جلو - روی میز - چپ
قید کیفیتخوب - بد - زشت - درست
قید حالتخوشحال - غمگین - خندان
قید پرسشکی - کجا - چرا - چطور - چون
قید تکراردوباره - باز - مجدداً
قید تأکیدالبته - قطعاً - به راستی - واقعاً
قید نفیهرگز - هیچ وقت - أبداً - اصلاً
قید تردیدشاید - احتمالاً - گویا
قید آرزوکاش - ای کاش - ان شاء الله - لطفاً

۱۱. ضمیر

کلمه‌ای که به جای اسم می‌آید تا از تکرار اون جلوگیری کنه.

مثال: علی را دیدم - او با برادرش آمد. (اینجا 《او》 ضمیر است.).

انواع ضمیر

نوع ویژگی مثال
متصل (پیوسته) ضمیرهایی که به کلمه قبل خود می‌چسبن - م - ت - ش - یم - ید - شان
منفصل (گسسته) ضمیرهایی که به کلمه قبل خود نمی‌چسبن من - تو - او - شما - ما - ایشان

۱۲. شبه جمله

کلمه‌هایی (واژه‌هایی) که فعل ندارند ولی به تنهایی مفهوم یک جمله را بیان می‌کنن.

مثال: به نام خدا - افسوس - آمین - مرگ - آفرین - مرحبا - استغفر الله - به به - ای کاش- خفه!

۱۳. مضاف الیه

راه تشخیص خیلی راحته، بیشتر شبیه صفت هست که توصیف قبل خودشه.

مثال: خواهرِ من.

فرق مضاف الیه با صفت: برای تشخیص این دوتا از هم، 《اِ》رو حذف میکنیم. اگر معنی نداد: مضاف الیه (خواهر من). و اگر معنی داد: صفت (چراغ فروزان).

۱۴. بدل

یه توضیح اضافه برای زیبا تر شدن جمله.

محمد ،پسر زکریا، دانشمند بلند آوازه‌ای ایران است. با حذف 《پسر زکریا》 اتفاقی نمی‌افته یعنی جمله ناقص نمی‌شه.

نکات تکمیلی و مهم

قید و صفت: هر دو کلماتی هستند که به هسته‌های اصلی جمله (اسم و فعل) معنی اضافه می‌کنند. قید برای فعل و صفت برای اسم به کار می‌رود.

مثال تفکیک قید، صفت و مسند:

تشخیص نوع کلمه: ۷ تا نوع کلمه در دستور زبان داریم که هر کلمه خارج از این‌ها نیست. (نفرت ⇦ اسم، زیراکه ⇦ حرف، مرحبا ⇦ شبه جمله، دلبر ⇦ صفت، آفتابی ⇦ صفت).

تشخیص نقش: برای پیدا کردن نقش و کارکرد کلمه، فقط زمانی که در جمله هست این کار را انجام می‌دهیم.

خوب و خوبی: خوب ⇦ صفت هست و خوبی ⇦ اسم هست زیرا که معنای خوب بودن رو می‌دهد.

علامت جمع برای صفت: هیچ صفتی نشانه جمع مثل 《ان》نمیگیره. مثال: دلشدگان اسم است زیرا علامت جمع گرفته است.

صفت پیشین: همه، هیچ، این، همان و... در صورتی بودن صفت پیشین هستن.

This page was created by Litebase Page Builder and has no affiliation with other sites