دستور زبان یک شیوه - قانون - تقویت خواندن و نوشتن است که برای ۱. تقویت شیوه سخن گفتن و نوشتن ۲. کمک به اصالت زبان ۳. کمک به نقد ادبی و تصحیح متون میباشد.
دستور زبان در مورد:
حرف میزنه.
| دستهبندی | انواع |
|---|---|
| نوع کلمه | ۱. اسم ۲. فعل ۳. حرف ۴. صفت ۵. قید ۶. ضمیر ۷. شبه جمله. |
| دستهبندی | انواع |
|---|---|
| نقش و کارکرد | ۱. فاعل ۲. مفعول ۳. مسند ۴. متمم ۵. مضاف الیه ۶. نهاد ۷. منادا ۸. بدل (معطوف - تاکید) ۹. قید ۱۰. صفت. |
در واقع انجام یک عمل یا اطلاعاتی راجب حالت میده.
مثال: {فرهاد رفت، معلم آمد - خندید}
برای نامیدن چیزی یا کسی است.
مثال: مرد - درخت - حسن
جمله ما درباره اون خبر میده.
مرد هر روز راه میره ⇦ مرد: نهاد. (اسم میتونه نهاد هم باشه). اگر نهاد کاری انجام بده فاعل میشه و اگر کاری انجام نده مسند هست.
کسی که کاری را انجام میدهد.
مثلاً: علی آمد. ⇦ علی: فاعل.
کلماتی که بدشون 《را》بیاد مفعول هستن اگه 《را》نداشت خودمون اضافه میکنیم. برای یافتن مفعول از جمله سوال میکنیم: "چه چیز/کسی را".
مثال: من .... را دیدم. من مرد را دیدم ⇦ مرد: مفعول. / حسن سیب را خورد. ⇦ سیب را: مفعول.
برای یافتن اینکه متمم کدومه باید نشونه هاشو بلد باشیم.
نشانه های متمم: به ، جز ، برای ، با، بی،بر،بدون، در، از،الا و چون.
مثال: علی به مرد سلام کرد ⇦ مرد: متمم.
برای یافتنش باید فعلهای اسنادی را بشناسیم که این فعلها: است، بود، گشت، گردید، شدیم و... هستن. ما از جمله سوال میکنیم: "چی شد؟ چی گشت؟ چی گردید؟" و پاسخ مسند میباشد.
مثال: محسن کم کم مرد شد ⇦ مرد: مسند. / زهرا از برادرش عصبی است. ⇦ عصبی: مسند.
همراه با حرف ندا (معمولاً حذف میشود).
ای مرد کجا میری ⇦ مرد: منادا.
درباره اسم قبل از خودش توضیح میده.
مثال: چراغِ فروزان خانه ما را روشن کرد ⇦ فروزان : صفت.
درباره فعل توضیح میده و ما میتونیم اونا رو حذف کنیم به شرطی که جمله ناقص نشه.
مثال: چراغی که در خانه ما بود فروزان سوخت که همه جا را روشن کرد. ⇦ فروزان : قید. (با حذف فروزان جمله ناقص نمیشه).
| نوع قید | مثال |
|---|---|
| قید زمان | دیروز - امروز - فردا (ممکنه تو بعضی جملات قید نباشه) |
| قید مکان | بالا - جلو - روی میز - چپ |
| قید کیفیت | خوب - بد - زشت - درست |
| قید حالت | خوشحال - غمگین - خندان |
| قید پرسش | کی - کجا - چرا - چطور - چون |
| قید تکرار | دوباره - باز - مجدداً |
| قید تأکید | البته - قطعاً - به راستی - واقعاً |
| قید نفی | هرگز - هیچ وقت - أبداً - اصلاً |
| قید تردید | شاید - احتمالاً - گویا |
| قید آرزو | کاش - ای کاش - ان شاء الله - لطفاً |
کلمهای که به جای اسم میآید تا از تکرار اون جلوگیری کنه.
مثال: علی را دیدم - او با برادرش آمد. (اینجا 《او》 ضمیر است.).
| نوع | ویژگی | مثال |
|---|---|---|
| متصل (پیوسته) | ضمیرهایی که به کلمه قبل خود میچسبن | - م - ت - ش - یم - ید - شان |
| منفصل (گسسته) | ضمیرهایی که به کلمه قبل خود نمیچسبن | من - تو - او - شما - ما - ایشان |
کلمههایی (واژههایی) که فعل ندارند ولی به تنهایی مفهوم یک جمله را بیان میکنن.
مثال: به نام خدا - افسوس - آمین - مرگ - آفرین - مرحبا - استغفر الله - به به - ای کاش- خفه!
راه تشخیص خیلی راحته، بیشتر شبیه صفت هست که توصیف قبل خودشه.
مثال: خواهرِ من.
یه توضیح اضافه برای زیبا تر شدن جمله.
محمد ،پسر زکریا، دانشمند بلند آوازهای ایران است. با حذف 《پسر زکریا》 اتفاقی نمیافته یعنی جمله ناقص نمیشه.
قید و صفت: هر دو کلماتی هستند که به هستههای اصلی جمله (اسم و فعل) معنی اضافه میکنند. قید برای فعل و صفت برای اسم به کار میرود.
مثال تفکیک قید، صفت و مسند:
تشخیص نوع کلمه: ۷ تا نوع کلمه در دستور زبان داریم که هر کلمه خارج از اینها نیست. (نفرت ⇦ اسم، زیراکه ⇦ حرف، مرحبا ⇦ شبه جمله، دلبر ⇦ صفت، آفتابی ⇦ صفت).
تشخیص نقش: برای پیدا کردن نقش و کارکرد کلمه، فقط زمانی که در جمله هست این کار را انجام میدهیم.
خوب و خوبی: خوب ⇦ صفت هست و خوبی ⇦ اسم هست زیرا که معنای خوب بودن رو میدهد.
علامت جمع برای صفت: هیچ صفتی نشانه جمع مثل 《ان》نمیگیره. مثال: دلشدگان اسم است زیرا علامت جمع گرفته است.
صفت پیشین: همه، هیچ، این، همان و... در صورتی بودن صفت پیشین هستن.